روزهاي مهم - ســــــايـــنــا
javascript" type="text/javascript">alert(" !!!من و تو حق داريم که به اندازه ما هم شده با هم باشيم")

قالب هاي وبلاگ آمادهدايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيانپارسي بلاگپرشين ياهو

تبلیغات

<*آنکه ذات درد را بايد صدا باشد و يا با من چنان هم سفره شب ، بايد از جنس من و عشق و خـــدا باشد*>
<*به گليم ما و حتي در حريم ما ، ساده دل بوديم که مي پنداشتيم ، دستان نا اهل تو بايد مثل هر عاشق باشد*>
: سـاينا:: 3/11/1385:: 11:19 صبح


 از منظر دکتر شريعتي، نهضت امام حسين (ع) يک نهضت کاملا عقلاني بود و کار او کاري هدفدار و سياسي بود. شهادت طلبي او يک خودکشي بي منطق نبود، بلکه هدفش رسوا کردن رژيم اموي بود.مرحوم شريعتي معتقد بود که امام حسين (ع) به خوبي مي دانست که هيچ کاري از دست او در مقابل رژيم اموي بر نمي ايد. ان نظام را باطل و ناحق ميدانست. معتقد بود که با امکاناتي که در اختيار دارد تکان دادن و لرزه افکندن بر اندام ان حکومت براي او ممکن و ميسر نيست. تنها چيزي که مي توانست انجام دهد رسوا کردن آن منظومه يا نظام حکومتي بود. مرحوم مطهري نيز حرکت امام را حرکتي اصلاحي و براي امر به معروف و نهي از منکر مي دانست. در همه تحليلهاي معرفت انديش خوشبختانه عنصر انتقام گيري و تحريک بسيار کم است. بر خلاف تحليل هاي مصلحت انديشانه و عاميانه که متاسفانه هم بر تحريک عواطف متکي و مبتني است و هم متضمن عنصر انتقام گيري و کينه توزي و اختلاف انگيزي است. اين روحيه انتقام گيري در ادبيات گذشته ما نيز وجود داشته است. يکي از وظايف متفکران و رهبران ديني ما اين است که اين مطالب را از نو مورد تامل قرار دهند. حتي کساني يکي از رسالت هاي امام عصر (عج) را پس از ظهور، انتقام گرفتن از قاتلان ابا عبدالله دانسته اند.


هنوز هم از داستان امام حسين (ع) براي شعله ور کردن و زنده نگه داشتن عنصر انتقام و کينه توزي و خشونت و خونريزي بهره جستن، و از طريق تحريک عواطف، دشمنان عيني و غير عيني و موهوم و غير موهوم تراشيدن و اين حادثه را خرج آن امور کردن، شايسته نيست . جفا کردن بر يک واقعه حق زيباي انساني است. شهادت را هيزم کوره خشونت کردن، بدترين استفاده اي است که از اين مفهوم والاي انساني مي توان کرد.انچه که اکنون بر ما فرض و فريضه است، اين است که اين حادثه را عالمانه تر بفهميم تا بتوانيم دين را بهتر بفهميم و دين شناسي خود را عميق تر کنيم و دريابيم که شخصيت ها در تاريخ دين با چه موازين و معيارهايي حرکت مي کردند. تبعيت از آن بزرگان، پيروي کورکورانه از آنها و اسطوره ساختن ايشان نيست، بلکه کشف معيارهاي عمل و داوري آنهاست. ديندار معرفت انديش بايد بداند که ايا قيام امام حسين (ع) در مقابل ظلم سيستماتيک بود يا در مقابل ظلم مقطعي و موردي؟ بي عدالتي هاي مقطعي گاهي ممکن است بسيار فجيع باشد، اما يک شخصيت برجسته، يک متفکر مجاهد، بايد نسبت به بي عدالتي سيستماتيک، يعني  بي عدالتي ساختاري بهوش باشد و در تشخيص آن جد و جهد بورزد. اگر در نظامي بي عدالتي ساختاري شکل گرفت، وضعيت چنان مي شود که تا آن حکومت برنيفتد، آن بي عدالتي بر نخواهد افتاد.


يکي از درسهاي مهمي که مي توان و مي بايد از واقعه کربلا گرفت همين است که ببنيم کجا مي ارزد که ادمي جان خود را ببازد.تاکنون در تحليل واقعه کربلا به ما گفته اند که ازادگي و ذلت ناپذيري به ادمي حکم مي کند که جان خود را بر سر حريت خويش بگزارد. اين درست است. آدمي ، شريف تر، عظيم تر و باارزش تر از ان است که حقارت بخرد يا خود را به متاع هاي حقير بفروشد. اين جنبه روان شناختي قضيه است.


اما وقتي که ظلم شکل اجتماعي پيدا ميکند و شخص با يک بي عدالتي ساختاري و بنياني مواجه مي شود، يعني مي بيند که ظلم تبديل به يک سنت شده است و مي رود که شيوه و رويه همگاني شود، شورش جواز وجوب مي يابد. اين شوريدن هم عنصري عقلاني دارد هم عنصري عاشقانه. در ان هم سياست درج است و هم شهادت. هم عاشقي هم عاقلي. و اينجاست که سخن از نگاه جلال الدين رومي نسبت به حادثه کربلا موضوعيت مي يابد.


موضوعات يادداشت


: سـاينا:: 30/9/1385:: 6:11 عصر


يلدا شب گرم مهربانان جاودانه باد.


 از لحاظ نجومي  شب يلدا يا شب چله ، شب اول زمستان و درازترين شب سال است و فرداي آن با دميدن خورشيد روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي‌يابد . اين بود که ايرانيان باستان شب آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي‌خواندند و براي آن جشن بزرگي برپا مي‌کردند . ريشه اين باور و اعتقاد برمي‌گردد به گاه‌شماري و انديشه‌هايي که ايرانيان مهري دين از آن داشتند . پيشينيان که پايه زندگي‌شان بر کشاورزي و چوپاني قرار داشت و در طول سال ، با سپري شدن فصول و تضاد‌هاي طبيعي خوي داشتند ، بر اثر تجربه و گذشت زمان با گردش خورشيد و تغيير فصول و بلندي و کوتاهي روز و شب و جهت و حرکت و قرار گرفتن ستارگان آشنايي پيدا کرده و کارها و فعاليت‌هايشان را بر اثر آن تنظيم مي‌کردند . مثلا از منابع رومي مي‌دانيم که پيروان و پاکان به تپه‌اي رفته ، با لباس نو و در مراسمي از آسمان مي‌خواستند که آن « رهبر بزرگ » را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند که نشانه زايش آن ناجي ، ستاره‌ايست که بالاي کوهي بنام کوه فيروزي که داراي درخت بسيار زيبايي بوده است ، پديدار خواهد شد و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي‌خوانده که قسمتي از آن هنوز در کتاب "بهمن‌يشت" بر جاي مانده است :


      آن شب که سرورم زايد  نشانه‌اي از ملک آيد  تاره از آسمان ببارد


هم‌آنگونه که پيشوايم  در آيد  ستاره‌اش نشان نمايد


 ظاهرا پيش از مسيحي شدن روميان ، يعني 300 سال پس از زايش عيسي مسيح ، کليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت ، زيرا زمان تولد او دقيقا معلوم نبود . از اين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر مي‌شود و درخت سرو و ستاره‌اي در بالاي آن‌هم يادگار مهري‌هاست . جالب اين‌جا است که يلدا کلمه‌اي است سرياني به‌معناي تولد و به گفته ابوريحان بيروني آن‌را " شب‌زادان " ترجمه کرده‌اند . آيين شب يلدا يا شب چله ، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه ، انار و شيريني و ميوه‌هاي گوناگون است که همه جنبه‌هاي نمادي دارند و نشانه‌ برکت ، تندرستي ، فراواني و شادکامي هستند . در اين شب هم مثل جشن تيرگان فال گرفتن کتاب حافظ مرسوم است . و حاضرين با انتخاب و شکستن گردو از روي پوکي و يا پري آن ، آينده گويي مي‌کنند . 


موضوعات يادداشت


: سـاينا:: 27/11/1384:: 10:31 عصر

روز والنتاين مبارک!


روز والنتاين روز عشاق است. روزي که رسمه با فرستادن کارت، گل و يا شکلات به همراه يک پيام عاشقانه(ويا دوستانه) شما علاقتون رو به يارتون و يا دوستانتون نشون بدين . ولي ديگه روز والنتاين روز عشاق نيست بلکه روز مهر و محبت هم هست . روزي که به دوست و آشنا بگيد که بهش اهميت مي ديد. البته به نظر من براي نشون دادن مهر و محبت روز خاصي لازم نيست ولي خب والنتاين روز شناخته شده ايه...اگه اين روزو فراموش کردين مهم نيست الان دستبکار شين...


حکايت روز والنتاين


حکايت زياد هست ولي يکي از مشهورترين داستانها اينه که ، ساينت والنتاين يک کشيش رمي در قرن سوم ميلادي بود. در اون زمان گلاديوس امپراتور بود و ايشون ازدواج رو قدغن کرده بود. گلاديوس اعتقاد داشت که ازدواج مردان جنگي رو ضعيف مي کنه ، به همين خاطر کشيش والنتاين به مقابله با او برخواست و مخفيانه مراسم ازدواج برگزار مي کرد، و وقتي که کلاديوس از اين کار با خبر شد او نو به زندان انداخت در زندان جناب والنتاين عاشق يک دختري ميشه که دخترک کور بوده، اين عشق به قدري زياد و رمانتيک بوده که دخترک بينائيشو بدست مي آره ، بعد از مدتي گلاديوس دستور ميده کشيش رو در روز 14 فوريه به دار بياويزند در اون روز جناب کشيش يک نامه عاشقانه مي نويسه و روي پاکت رو امضاء مي کنه : از طرف والنتاين تو... به همين دليل اين روز والنتاين ناميده مي شه .


موضوعات يادداشت



56462:کل بازديد
7:بازديد امروز
موضوعات وبلاگ
حضور و غياب

يــــاهـو

درباره خودم
روزهاي مهم - ســــــايـــنــا
سـاينا[67]
هيچ ستاره اي در آسمان تنهايي من نيست . اينجا همه جايش تاريک و سياه است ...
لوگوي خودم
روزهاي مهم - ســــــايـــنــا
لوگوي دوستان














لينکدوني

مريم حيدرزاده
فروغ فرخزاد
حسين پناهي
حميد مصدق
سهراب سپهري
سيمين بهبهاني
احمد شاملو
فريدون مشيري
مهدي اخوان ثالث
نيما يوشيج
يغما گلرويي

موسيقي وبلاگ
آرشيو موضوعي
قالب مناسب برای وبلاگ
مجموعه خطای مودم
متن زیبا [26]
خواهي نشوي رسوا
امام رضا(ع)
پيدايش نوروز [2]
درد دل [11]
تولدم مبارک؟!!!
روزهاي مهم [3]
عکس هاي خفن [18]
اجتماعي
جستجوي وبلاگ من
:جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنکردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بکاويد!

اشتراک

نام:

ايميل: